چهارسالگی
روزی رو یادم می اید که حتی به راحتی نمیتوانستی دستانت را تکان بدهی
و حالا برای برگزاری تولدت برنامه ریزی میکنی
چه زود روزها میگذرند و من هنوز آن تصویر روز تولدت را در خاطر میگذرانم
و حالا در چهارسالگی تمام رویای تو پلیس شدن هست

یک پلیس از نوع نیروی انتظامی آخه پارسا خیلی رنگ سبز رو دوست داره

و همراه پلیس که در همه حال همراه پلیس بودن

و تنقلات که بعضی هاش پلیسی و بعضی هاش غیر پلیسی بودن


و کیک پلیسی که با گشتن در قنادی ها نتیجه کار این شد

و شام

و همراه پلیس که در اینجا همراهی خود را با پلیس قطع کرده و به قسمتهای خوشمزه رفتند

و کمی رسیدگی جهت رفع خستگی

و این بودجشن چهارمین سالگرد تولد پارسا

و خاطره ی پلیس شدن پارسا که حتما در یادم خواهد ماند
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



چهارسالگی 
